مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

406

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

كرده ، بگريختم . ملك بدر باسم چون اين بشنيد ، از اين اتفاق غريب در عجب شد و گفت : شك نيست كه مرا مقصود پديد آمد . پس از آن به او گفت : اى خاتون ، فرود آى كه من بستهء دام عشق توام و از بهر من و تو اين فتنه برپاى گشته . و بدان كه من بدر باسم ، ملك عجم و صالح ، خالوى منست كه از بهر